چه خبر از روزايي كه گذشت؟
-اي بد نبود،خلاصه گذشت.
چه كارايي كردي؟
احترام نگذاشتن به داماد و خانواده،يكم معادلات آرش باهام كار كرد،و مهمتر از همه امروز ارايه دادم و خيال خودمو راحت كردم.
بزار يكم از امروز(ديروز) بگم كه كلي،ديروزش خودمو آماده كردم كه جلوي آقايون و خانم ها ضايع نشوم،و رفتم سر كلاس،اولش خانم مظلومي ارايه داد،منم بعد از اون شروع كردم،اولش صدام مي لرزيد،ولي زود جمعش كردم،يكم قدم ميزدم و كمي مي ايستادم و بعضا به پاور پوينتم اشاره مي كردم،حدود 20 دقيقه شد كه براشون صحبت كردم و با سوالم،فهميدم كه درس رو گوش مي دادند.
خلاصه تمام شد و براتي سوالي كه بهش گفته بودمو،با تاخير البته ازم پرسيد و منم جواب دادم و با تشويق حاضرين نشستم.
خدارو شكر به خير گذشت،يه ارايه ديگه هم دارم كه اونو اصلا وارد نيستم،بازم اين در مورد وبلاگ بود و من تجربه شو داشتم.
جالب اينجاست كه براتي ،سوتي هامو يادداشت كرده بود،بعد بهم گفت،از جمله "اغراق" به جاي "اغرار" و كلي خنديدم.
و در آخر هم وبلاگي كه براي دانشجوهای کامپیوتر ساختم رو معرفي كردم و چندتا از خانمها برا همكاري بهم پيشنهاد دادند.
براتي و پيرمرادي،كمي حسادت به خاطر ارايه خوب،ايوب كمي تعجب به خاطر استرس قبلش و نصر كه كلي حال كرده بود و مي گفت خيلي از ريلكسيت خوشم اومد.(نظر نصر خيلي واسم مهمه)
خب آقا لحظه باشي انگار خيالت يكم راحتتره،مشكلت با خانوادت حل شد؟
-نه،هنوز قهرم و دلم نمي خواد ديگه باهاشون صحبت كنم،هنوز اكثر وقتم رو در اتاقم مي گذرونم و اينكه اتاقم رو خوشكل چيدم،خودش باعث اين موندگاري هم شده.
قبول داري خيلي داري فاصله دار از كاردانيت عمل مي كني؟
-نه اونقدارا،من همون آدم قبلم،قطعا نمي تونم 90% تغيير كنم،ولي قطعا چون قبلا چنين شرايطي رو درش بودم،حالا با تجربه تر و با ديد متفاوت عمل مي كنم،در مورد خانواده ام بايد بگم ،خيلي وقت بود كه چنين دعوايي باهاشون نكرده بودم و حالا مني كه آدم قبلي نيستم و بزرگتر از قبل شدم ،ديگه نمي تونستم چنين وضعي رو قبول كنم،
و مهمتر از همه آدمي شدم ،كه حاضره بدبختي و گشنگي بكشه اما زير منت كسي مثل داماد و غيره نره و ديگه خيلي زود،دور آدمايي كه بهم بي توجه اي مي كنند روخط مي كشم و درصدد جبران و شكستشون بر ميام.
از درسات بگو؟
-تعريفي نيست،متاسفانه درساي اين ترمم حجم فوق العاده بالايي داره و اگر براي مثال تمام نوزده واحدم رو پاس كنم،شايد گرفتن كارشناسي كار سختي نباشه.
از خودت بگو؟
-امروز رفتيم با نصر و براتي خونه ايوب اينا ناهار خورديم و كمي از فيلم زنها فرشته اند رو ديديم و خيلي زودتر به طرف دانشگاه راه افتاديم.
جمعه اين هفته هم امتحان تربيت بدني دارم و اميدوارم كه اولين بيستم رو در اين دانشگاه بگيرم،هفته اول و دوم ماه بعد هم ميانترمهاي معادلات و گسسته ام است و اونا سخت برنامم رو بهم ريخته.
همينطور فكر BPM و ساخت تيزر با فلشي كه هنوز هيچي بلد نيستم،شديدا كار رو برام سخت كرده.
از اس استون چه خبر؟
-استقلال روزاي بدي رو گذروند و كساني بودند كه مي خواستند با قهرمان نشدن استقلال،اون رو بيشتر به حاشيه ببرند،كه حالا با وجود قهرماني هم ،كمي از نقشه هاشون داره عملي ميشه.
امير قلعه نوعي استفا داد،و شايد بهتر شد، چون اون ديگه اشباع شده بود،البته خبرا رسيده كه قلعه نوعي همين روزا سپاهاني ميشه و قطعا سپاهان مقتدري رو مي بينيد.
واعظ هم كه مدير كارآمديه،كارت تمام ليدر ها رو باطل كرده و مي خواد با اين كار فرهنگ رو به ورزشگاهها بياره،و همينطور مي خواد سقف قراردادهاي استقلال را روي 200ميليون نگه داره،پس بايد براي فصل بعد انتظار استقلالي رو بكشيم كه خيلي از بازيكنهاي قبليشو نداره،بازيكنهاي جديدش چندان خوب نيستند و مربي خارجي هم كه هر روز با حواشي متفاوت در صدد اخراجشند،كلا واعظ آشتياني براي يك تيم شهرستاني مناسبتره.
اما از صميم قلب اميدوارم،استقلالمون خراب نشه و سال ديگه براي آسيا بسته بشه.
راستي از تمام مردم عزيز مي خوام مايلي كهن ديوانه رو يه جور آرومش كنند،حرفاي بعضا درست اون هيچ كمكي به مردم و ورزش نمي كنه.
لحظه نويس من،حرف آخرتو بزن؟
-دوست دارم هرچه زودتر مواردي كه رو ي كاغذ آوردم و اكثرا درسي هستند رو خيلي زود و به سلامت اجرايي كنم و هنوز بحث يه همدم خوب برام مطرحه،گرچه ديدم، عوض شده،اشتهام زياد شده،و انتخاب برام فوق العاده سخت.
دوست داشتن رو دوست دارم چون باعث میشه دوستم داشته باشند.