تبليغاتX
لحظه های زندگی من
به کوریه چشم دشمنان استقلال قهرمان شد
سلام به خودم و خودت
اين يه تيكه از متني بود كه واسه ي خيلي از پرسپوليسيهاي سوراخ تايپ كردم.
ديروز با بچه ها از راه دانشگاه ،مستقيم رفتيم چيز و ميز و ناهار خريديم و رفتيم خونه مهدي اينا،بهارستان،ناهارو زديم ،رضا كياني ژل رو ،روي سر حميد خراب كرد،كلي هم ليم بازي،دو بارم ژل رو حميد رو سر من خالي كرد،و كلي ليم بازيه ديگه،بعد بازي اس اس هميشه قهرمان رو ديديم ،و من تا زماني كه فولاد گل سوم رو نزده بود،هيچ خوشحالي نكردم ،از اونجا بود كه اميدوارانه به بازي نگريستم و بعد گل نكردن پنالتي برهاني احمق،بيشتر نگران شدم،خلاصه بچه ها رفتن و من شب رو خونه مهدي موندم و رفتيم بيرون و مردم ريخته بودن تو خيابون با پرچمهاي آبي و من مثل ديوونه ها مي رفتم وسط خيابون و باهاشون خوشحالي مي كردمو بعد قليون و خريد و خوابيدن و صبح با هم رفتيم دانشگاه و سر كلاس خسته كننده و گيج كننده رياضي گسسته.
خلاصه عزيزان استقلال قهرمان شد به لطف برد فولاد خوزستان،فولادي كه با مجيد جلالي خيلي چيزا رو ثابت كرد،دستتون درد نكنه.
امروز آمار و ارقام پايان ليگ رو ديدم،استقلال:تيم اول،بهترين گلزن،بهترين خط حمله و بهترين خط دفاع،بيشترين برد،بيشترين برد متوالي و خيلي چيزاي ديگه كه همه نشون ميده استقلال به حقش رسيد با اميرخان قلعه نوعي كه واسه اولين بار چشمان اشك آلودش رو ديدم.

اما از حق نمی گذرم که ابراهیم زاده یکی از مربیان با دانش و خیلی خوبیه که تجربه این موقعیت رو نداشته.

من تو خونه دعوام شده و چند روزيه باهاشون قهرم و اين تو بميري از اون تو بميريا نيستو و كوچكترين چيز من رو عصبي مي كنه،شايد برد استقلال اولين خنده واقعي رو بعد چند روز بر لبانم گذاشت،البته من بيشتر روز رو تو اتاقم هستم و مواقع ضروري ميرم پايين،دارم به سمتي ميرم كه توش نبودم ولي ديگه مي خوام تجربه كنم و البته من با رويكرد مثبت و منطقي دارم به اون سمت ميرم و فكر مي كنم اين دعوا با بقيه قبلياش فرق داشت،فقط توي اين خونه برا بابام دلم مي سوزه و اگر فكر اون نبود توي اين چند روز كارايي مي كردم كه تا حالا نكرده بودم،وضعيت بغرنجه.

ديشب خيلي خوشحال بودم و به همه زنگ زدم و دهنشون رو سرويس كردم،مجيد مطالبات و امين و عمو علي و علي و محمد(سهيلا)،ميلادي كه گوشيشو بر نيم داشتو من زنگ زدم مغازه و سوتي داد و منم حالشو گرفتم،اينا دوهفته پيش تو باغ اعصابم رو خورد كردند و با هر باخت استقلال اس ام اس هاشون رو روانم مي كردند،الانم اونقدر ناراحتن كه كاردشون بزني خونشون در نمياد.

مي خوام يه حال اساسي از بعضيا از جمله خواهرم و  شوورش بگيرم،كه منتظر گذشت زمان و فرصتم.

درسا سخت شده و منم عقبم و خلاصه وضعيت بدجوري سگ شده،اما اگر برنامه ريزي كنم و دور رفقا رو خط بکشم،مي تونم تا يك ماه آينده خودم رو كامل مسلط كنم.
امير قلعه نوعيه          سرور هرچي لنگيه
اتفاقات بدي در شرف وقوع در فوتبال ماست.
مي خوام و دارم كاراشو مي كنم كه يه لبتاپ خوب بخرم و ديگه هيچ وابستگي به اين خونه ندارم،و برا ترم بعد 100% خوابگاهيم.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388لحظه 23:50 توسط لحظه نویس |